صبح آن روز مثل همیشه با صدای اذان بیدار شد. نمازش رو خوند و برای خودش چای درست کرد. یه لقمهی ساده هم آماده کرد که وقتی رسید سرکار، صبحونه رو اونجا بخوره. محمدجواد تعمیرکار مکانیکی بود. 46 سال از خدا عمر گرفته بود و سه تا فرزند داشت.
صبح آن روز مثل همیشه با صدای اذان بیدار شد. نمازش رو خوند و برای خودش چای درست کرد. یه لقمهی ساده هم آماده کرد که وقتی رسید سرکار، صبحونه رو اونجا بخوره. محمدجواد تعمیرکار مکانیکی بود. ۴۶ سال از خدا عمر گرفته بود و سه تا فرزند داشت. ریحانه، که از همه کوچکتر بود فقط ۶ سالش بود. از زمان بدو تولد، درگیر مشکل قلبی بود و دو مرتبه هم تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود. هزینههای درمان دارو خیلی رفته بود بالا و محمدجواد هم شب و روز مجبور بود کار کنه، تا بتونه این هزینهها رو تأمین کنه. خانمش هم با کلاسهای آنلاین، برای دانشآموزان ابتدایی و حتی ترشی درست کردن و فروختن سهمی داشت در تأمین هزینههای زندگیشون.
محمدجواد چند وقتی بود که به کارفرما گفته بود که من صبحها زودتر میام سرکار و اگه میشه حقوقمو مقداری بیشتر کنید، تا داروهای دخترم رو بتونم تامین کنم و کارفرما هم این موضوع را پذیرفته بود. محمدجواد صبحها ساعت شش از حکیمیه حرکت میکرد و حوالی ساعت هشت میرسید سمت تهرانسر، محل کارش. اون روز وقتی رسید تعمیرگاه یه آبوجارو کرد و رادیو رو هم روشن کرد و مشغول آماده کردن وسایل کار شد، تا بقیه هم برسن و طبق برنامه ماشینها رو سرویس کنند. آقا مجتبی صاحب تعمیرگاه همیشه عجله داشت. تلقین میکرد که همه با سرعت کار کنن. هیچ مشتری رو هم از دستش نمیداد. بالاخره شرایط اقتصادی و تورم و تعدادی تعمیرکارها باعث شده بود که در جذب مشتری تعلل نکنند. حدود ساعت ۱۱ بود که همه تعمیرکارها روی ماشینها مشغول کار بودن و یه مشتری جدید رسید، و اتفاقا کار تعمیر سادهای هم داشت. آقا مجتبی به محمدجواد گفت برو سراغ این ماشین و سینی رو باز کن، تا خودم بیام ببینم چه مشکلی داره. اون لحظه چهار پنج تا ماشین جلوی تعمیرگاه بود و همه جکها و سهپایهها درگیر بودند. محمدجواد به مشتری گفت جک ماشین خودتو بیار که کارتو زودتر انجام بدیم. جک را بالا زد و رفت زیر ماشین تا سینی رو باز کنه.
در حال آچار انداختن و باز کردن پیچ و مهرهها بود، که مشتری یه لحظه فریاد زد:
آقا آقا بیا این طرف. جک داره میوفته بیرون!
خون روی زمین جاری شد. یکونیم تن روی بدن محمدجواد آرام گرفت.
ادامه ماجرا را در فایل صوتی زیر دنبال کنید.
برنامه اول ایمنی به مدت ۱۵ دقیقه با حضور کارشناس متخصص آغاز و تجربیات مصداقی ایمنی صنعتی به صورت داستانی بیان می شود. نویسنده و بررسی کارشناسی برنامه ها بر عهده آقای دکتر امیر ثابت محمدی می باشد.
برنامه ای در خصوص ایمنی صنعتی و ارائه راهکار از سوی کارشناسان و متخصصان