در برنامه گذشته اشاره کردیم که آقای عیسی پور، تکنیسین شیفت شب عصر شرکت فولاد ، زمانیکه شیفت کاریش تموم میشه، لباسشو عوض میکنه و سوار ماشین میشه و بیرجند رو ترک میکنه به سمت منزلش، در شهرستان سربیشه. شب در مسیر برگشت ماشین یه دفعه خاموش میکنه و با کلی بررسی و تلفن با چند نفر از همکارانش، متوجه میشه که اشکال از پمپ بنزین ماشینشه.
حادثه گازگرفتگی در منزل مسکونی (قسمت دوم)
سه شنبه – ۱۵ مهر ۱۴۰۴ – بیرجند شهرستان سربیشه
در برنامه گذشته اشاره کردیم که آقای عیسی پور، تکنیسین شیفت شب عصر شرکت فولاد ، زمانیکه شیفت کاریاش تمام میشود، لباسش را عوض میکند و سوار ماشین میشود و بیرجند را ترک میکند به سمت منزلش، در شهرستان سربیشه. شب در مسیر برگشت ماشین یک دفعه خاموش میکند و با کلی بررسی و تلفن با چند نفر از همکارانش، متوجه میشود که اشکال از پمپ بنزین ماشین است. خلاصه بین جاده نه راه پیش دارد نه راه پس. تا بالاخره با یک امداد خودرو، ماشین را به مکانیکی شبانهروزی میبرد. پمپ را سرویس میکند و موقتا درست میشود. حدود ساعت یکونیم بامداد میرسد به خانه. روز خیلی سختی رو پشتسر گذاشته بود. وارد خانه میشود. همینطور که لباسش را عوض میکند، بوی گاز احساس میکند؛ ولی با خودش میگوید اینقدر داخل مکانیکی بنزین روی دستوپام ریخته احتمالا روی لباسهای خودمه. بدون توجه به بررسی احتمالات نشت گاز سر و صورتش را میشورد و میخوابد. معمولاً وقتی میرسید خانه همسرش بیدار میشد؛ اما اون شب به خواب عمیقی رفته بود.
ساعت ۵:۱۰ منزل آقای یوسفی
آقای عیسی پور بهطور ناگهانی که البته بی علت با حالت تهوع که داشت نبود، از خواب بیدار میشود و احساس سنگینی میکند. سردرد شدید و بوی گاز وادارش میکند که بلند شود تا ببیند موضوع چیست؛ اما اینقدر سرگیجه داشت و نمیتوانست بهراحتی راه برود و انگار یهو به خودش آمد که چه اتفاقی افتاده است. چون داخل پذیرایی به در واحد نزدیکتر بود. خودش را رساند سمت در و داخل راهرو با همون حداقل توانی که داشت، داد میزد که:
کمک!! داریم خفه میشیم.
کسری سلیمانی پسر همسایه واحد کناری
من معمولا صبح ساعت ۴-۵ بیدار میشم و درس میخونم. حدود ساعت پنج بود که شنیدم یکی داره میگه کمک داریم خفه میشیم. اومدم پشت در خونه که بهتر بشنوم. دیدم صدای آقای عیسیپور هست و درو باز کردم. دیدم بنده خدا روی زمین افتاده و با صدای گرفته میگه بچهها خفه شدن. برو داخل اتاق. تا رفتم داخل خونشون یه بودی خیلی بدی میومد. گفتم گاز گرفتگیه حتما. برگشتم داخل خونمون یه دستمالو خیس کردم و گذاشتم روی صورتمو رفتم داخل اتاق خوابشون. و فقط تنها کاری که انجام دادم این بود که بخاری رو خاموش کردم پنجرهها رو باز کردم و برگشتم سریع زنگ زدم اورژانس.
ادامه ماجرا را در فایل صوتی زیر دنبال کنید.
برنامه اول ایمنی به مدت ۱۵ دقیقه با حضور کارشناس متخصص آغاز و تجربیات مصداقی ایمنی صنعتی به صورت داستانی بیان می شود.نویسنده و بررسی کارشناسی برنامه ها بر عهده آقای دکتر امیر ثابت محمدی می باشد.
برنامه ای در خصوص ایمنی صنعتی و ارائه راهکار از سوی کارشناسان و متخصصان